گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «و زمین های بایر آبادی کوه زاییدند...».
چشم انداز(شعرهای آزاد و دستنوشته های من)
زبان بستم
و اشک هایم را فرو خوردم،
انسان ها هر کجا که باشند
در انزوا و تنهایی
به زادگاهشان شبیه می شوند...
پشت سرت،دردها که فزونی گرفت
آنقدر نبودنت، روی هم تلنبار شد
که زمین های بایر آبادی
آووس شدند و کوه زاییدند
و گون گون خاطره بر پیکرم رویید
و گل داد،
اکنون، هرگاه به تو فکر می کنم
زنبورها بر سرم می ریزند و بچ می دهند
نمی دانم، نام تو عطر گل های بهاری ست
یا من ادکلن زده ام؟
می دانی یک کوه را چه چیزی از پای در می آورد

عطش کشتزارهای پایین تر
و لب های ترک خورده ی قنات ها و چشمه ها
آن هنگام که یک صخره بغض نبودنت
گلویم را به هم می آورد
و سفره ی اشکم راه خود را باز نمی یابد
نه از تیشه ی فرهاد کاری ساخته ست
و نه از دعای پرندگان...
تنهایی ام
غار نازایی ست در کوه های تفتیده ی جنوب
نه بوی آب می دهد نه آبادی
انسان ها هر کجا که باشند
در انزوا و تنهایی به زادگاهشان شبیه می شوند...
#عباد_صادقی
آووس: آبستن، باردار، حامله
گون: بوته ی وحشی و خاردار کتیرا
بچ دادن: بچه زایی و تکثیر زنبورهای عسل
RSS
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی