خرید بک لینک


برای من پاییز


تنها،فصل سوم سال نیست


که در گوشه ی یک تقویم بنشیند


و آن را ورق بزنم


و زیر یکی از روزهایش خط درشتی بکشم


تا یادم نرود که چه قرار بود باشد


و بادها آمدند

و نشد...


من با پاییز هزار آرزوی ریخته شده


در پای سپیدار دارم


هزار خاطره ی شناور در جوی آب

هزار سنجد نخورده با تو

هزار سنگفرش پیاده، بی تو


بی نهایت قطره ی باران نساییده بر چتر

و یک نیمکت خالی در پارک شهر...


پاییز قرار بود بیایید


و برایمان پرنده های کوچنده بیاورد


تا بخوانند،


برقصند


و حالمان را خوب کنند

اما همیشه پای یک کلاغ در میان ست

تا فرود بیاید

و دانه دانه آرزوهایمان را

به منقار بگیرد و بدزدد

و از خوشحالی فریاد بکشد که:

"جوجه ها را آخر پاییز می شمارند..."

عباد_صادقی

برچسب: پاییز,بیایید, نویسنده: طاها نوروزی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:04

صفحه بندی